گل اقا در هشترود

یک زبان دارم دو تا دندان لق میزنم تا میتوانم حرف حق

سلام
نویسنده : گل اقا هشترود - ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۸
 

با توجه به فیلتر شدن وبلاگ با ادرس قبلی از این به بعد از این ادرس می توانید برای دیدن گل اقا استفاده نمائید مطالب ما از این تاریخ در این وبلاگ به نمایش در می اید


 
 
دکتر در برزیل
نویسنده : گل اقا هشترود - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱
 
 
فدوی امروز که اومد ابدارخانه کمی حالش ناخوش بود وقتی زیاد به پروپاش پیچیدیم که چی شده با لبخندی ملیح گفت دکتر رفت برزیل شاغلام با تاب دادن سبیلش گفت دادکان یا کفاشیان آخه نه اینکه تو کشور ما همه فوتبالین و تو فوتبالمون هم دکتر زیاد شده تا جائی که فتح الله زاده هم میگه دکترای روزنامه نگاری داره اوووه اونم از لندن  خوب ماهم فکرمون رفت به فوتبال بخصوص پس از بازی حسابی تیم ملی مقابل برزیل فدوی با کمی اخم گفت نه جانم دکتر مروتی از بچه های هشترود که قبلا مسئول دامپزشکی هشترود بود و در اثر اصابت تیر غضب حاجی نماینده رفت زنجان و از اونجا هم رفته برزیل واسه نظارت غضنفر خاک بر سر که کلا خیلی بد بینه گفت با پارتی بازی رفته فدوی که دوستی عمیقی با دکتر داره و واسش پلاکارد هم نوشته با ناراحتی گفت نخیر بخاطر هوش و نبوغ و تلاش زیادش زفته و گرنه اگه پارتی داشت که اینقدر زجر نمی کشید تا رسمی بشه خلاصه هرکسی نظری میداد که حضرت شیخ اجل گل اقا وارد معرکه ببخشید ابدارخانه شدو فرمود دکتر از یاران غار و دوستان گرمابه نماینده بود که چرا مورد غضب شدند برای هم نمیدونیم ولی خوب به هم تاختند و حتی از یاران نزدیک هم نگذشتند  که بعد دکتر صلاحی که تلاشهای فراوانی را در روستاهای قره اغاج برای تبلیغات نماینده انجام داده بود شد رئیس دامپزشکی و دکتر ما هم رفت زنجان و ماهنشان و خوشبختانه از اونجا هم یک سفر سه ماهه میروند برزیل برای نظارت گوشتهای وارداتی برزیلفدوی با کمی غرور سرشو تکون داد و گفت شیخ درست می فرمایند بهمین دلیل است و دلایل دیگر کلا باطل است غضنفر سری تکون داد و گفت حضرت اجل یک سوال دارم چرا هرکی با نماینده بهم میزنه یک امتیازی میگیره گل اقا چشماشو گرد کرد و پرسید مثلاکی ؟ غضنفر خاک بر سر گفت معاون محترم توکلی - بیگ زاده با اون سخرانی هاش در انتخابات - حالا هم دکتر و بعد هم میگن علی ابادی سابق بهشتی نیای جدید میخواد رئیس اموزش و پرورش بشه  گل اقا سری تکون داد و خاموش به نظاره نشست و سبیل مبارک تابید و هیچ نگفت شاغلام گفت فدای سبیل مبارک بروم میخواهی من نتیجه گیری کنم و اینو طوری سرهم بیاریم نه سیخ بسوزه و نه کباب گل اقا به چشمانی سرشار از محبت با سر تائید فرمودندو شاغلام چنین نتیجه گیری نمود که

 

  • نتیجه اخلاقی : ضمن تبریک به دکتر بخاطر انتخابشون ربطی بین تیرگی روابط با نماینده و سفر ایشون نیست
  • نتیجه غیر اخلاقی : هیچ رابطه ای بین نماینده و زنجان نیست " بخصوص در مورد نشریه بهار زنجان ایشون سوال نکرده بودند"
  • نتیجه ورزشی : چون تو فوتبالمون دکتر زیاد شده دکتر ما هم رفته فوتبال یاد بگیره تا استیل اذینو بخره
  • نتیجه عمومی : یا دکترو فرستادند کروکودیل بیاره نماینده رو بخوره یا فرستادند کروکودیل دکترو بخوره بلاخره یکی راحت بشه
  • نتیجه شاغلامی : دکتر مروتی در کمال شایستگی و بدون پارتی بازی و .... رفت برزیل

 
 
و اما چراغ قرمز
نویسنده : گل اقا هشترود - ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٦
 

بله در ست خواندید آخه نیش ما یک جوری که به آهن هم بزنیم آب میشه از خجالت البته دور از جون مسئولین که با نیش ما حتی ککشون هم نمی گزه

 

اما چرا چراغ قرمز و انتخاب کردیم برای این که در چراغ قرمز قانونا باید ایستاد  البته طوریکه سمت راستتون آزاد باشه تا اونائی که میخوان گردش به راست داشته باشن آزاد باشند  تمامی چراغ قرمز های دنیا و ایران از این قاعده مستثنی نیستند الا این چراغ گور به گور شده چهارراهک  هشترود

حال فوری نپرید وسط حرفم که چراغ قرمز چکار کنه رانندگان باید رعایت کنند  خوب حق با شماست اما از اونجائی که محتوای قانون راهنمائی و رانندگی در ایران یک جوره فقط شکل و حالت چراغها فرق داره و پس میشه نتیجه گرفت که

  1. قانون راهنمائی در هشترود متفاوت است
  2. حتما چراغ قرمز ما اشکال داره
  3. ربطی به مامورین راهنمائی نداره که فقط در طول خیابان امام دنبال مجرم هستند تا جریمه کنند
  4. رانندگان هشترودی خیلی آی کیو شون بالاست
  5. به ما چه مربوطه

خوب هر ۵ حالت هم میشه و مورد تائید است حالا چرا ماشین راهنمائی و رانندگی برای جریمه کردن ماشینی که دوبله نگه داشته سه بله نگه میداره تا راه بند تر بشه چند دلیل است

  1. برای اینکه نشون بده ماموره و معذور
  2. برای اینکه نشون بده دوبله پارک کردن خلاف است و سه بله خلافتر
  3. برای اینکه زیرا

بهر حال شاغلام که در روستاشون چراغ قرمز نیست از خنده روده بر شده که آقا جون وقتی مسئولین نتونند مسئله رو حل کنند چکار میکنند خوب صورت مسئله رو پاک میکنند و چون برای تنگی خیابانهای هشترود و یک طرفه های ابداعی و نوبرانه توجیهی نبود با پاک کردن صورت مسئله یعنی ترافیک چراغ قرمز و نصب کردند که بگند بله شهر ما هم میتونه ترافیک بشه آخه چراغ قرمزه


 
 
نیش به خودمان
نویسنده : گل اقا هشترود - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۳
 

نیش به خودمان

در راستای مثل یک سوزن بخودت بزن یک جوالدوز به دیگران تصمیم گرفتیم نیش گل اقایی به خودمان بزنیم البته شما باور نکنید ولی خوب ما هم مثلا ادمیم و میتونیم نیش بخوریم گل اقا ی هشترودی وقتی خیلی بررسی کرد دید  بهترین نفر از بین خودمون واسه نیشمون شاغلام عزیزه ( البته این شاغلام نواده شاغلام معروف گل اقای تهرانی است و ربطی هم به شاغلام فوتبالی که مدونوم میگه نداره )آخه این شاغلام ما از یکی از دهات چار اویماقه و اسم روستاشم گوجه قلعه است (این گوجه نیست و خوردنی هم نیست )این بنده خدا وسط تابستون بدنیا اومده و چون نماینده ها مدام قول میدن راه روستاشونو اسفالت کنند تا زنان زائو در حین راه بیمارستان هشترود نه چار اویماق از دست نرندننه شاغلام هم هوس میکنه سر ۵ ماهگی شاغلامو وسط تابستون بدنیا بیاره تا نه خودش تلف بشه و نه شاغلام ما از شانس بد شاغلام وسیله ای نبوده و با تراکتور میارن تا از رودخونه رد بشن که زایمان شروع میشه و شاغلام وسط رودخونه میافته تو اب و از عجایب روزگار که بلافاصله شروع میکنه به شنای کرال پشت و میگه ننه نترس شنا بلدم که با مخ میره تو یکی از سنگهای داخل رود خانه و از اونموقع بدبین میشه و به همه گیر میده از جمله دیروز به گل اقا میگفت ابت نیست نونت نیست به پرو پای نماینده و دوسای بومی و غیر بومی هشترود و قره اغاج پیچیدنت چی بود البته گل اق تحقیقی کرد و دید که شاغلام دیشب در چار اویماق با نماینده شام خورده و اها فوری فکر نکنید شاغلام هم پاچه خواری کرده یا چیز دیگه ها نه این شاغلام ما فقط شکمو است و مثل شاهی اداره اموزش و پرورش حقوقش ۴ میلیون نیست همش ۱۵۰هزار تومان میگیره تازه بیمه اش هم نکردیم آخه صرف نداره ادمی که سرش تو کودکی به سنگ خورده رو بیمه کنی اونم با این ارزش افزوده مالیاتی ببین چی میشه اخی شاغلام چایی اورده اونم با دارچین و قسم داد که دیگه از ننویسم حالا فکر نکنید رشوه گرفتم ها ولی خوب چای شاغلام خوردن داره جون تو

 
 
نیش سوم شهرداری هشترود
نویسنده : گل اقا هشترود - ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٦
 

نیش سوم شهرداری

جناب آقای سید علی موسوی حسینی سراسکانرود فارغ التحصیل رشته پرستاری  شهردار محترم هشترود

 

از فواضل جناب آقای موسوی همین بس که واقعا برای شهرداری متولد شده اند چرا که با این مدرک درخشان پرستاری چاره ای جز شهردار شدن نداشته اند اصلا چون از کودکی آرزوی شهرداری را داشت  برای همین پرستاری خواند چون ارتباط مستقیم بین پرستاری و شهرداری وجود دارد

از وقتی هم که شهردار شده کارهای مفیدی برای این شهرستان انجام داده از ایجاد پارکبانی بگیرید تا تولید تیرچه و محصولات بتنی

اما ما فعلا بحثمان سر پارکبانی است پارکبان فعلی ( پارکومتر قبلی ) شخصی است که وقتی ماشینتان را پارک میکنید نیست وقتی برمیگردید که بروید باز هم نیست ودقیقا هنگامی که وارد باند حرکت میشود موجودی بنام پارکبان (انقراض نسل نشده اند )جلوی ماشین را میگیرد و تقاضای هزینه پارک را می نماید حالا شما بایستی در حالیکه رانندگان عقبی بوق میزنند و فحش نثارتان میکنند که ترافیک ایجاد کرده ای باید دنبال پول خرد بگردید تا پارکبان را راضی کنید البته این نوع اخذ هزینه پارک توسط پارکبانان از اختراعات شهردار محترم هست چرا که در باقی شهر های پارکبان دار (البته به استثنای شهرهای پیشرفته دنیا که پارکومتر - پارکبان ثابت و کامپیوتری دارند )به محض ورود به محل پارک -البته اگه یافت شود پارکومتر سیار ـ پارکبان سابق ـ با یک برگه سفید رنگ جلویتان سبز شده و ضمن کمک به پارک خودرو در محل با احترام برگه را در زیر برف پاک کن ( بخوانید پاروی شیشه ) گذاشته و پولش را وصول میکند که حتما اشتباه است چرا چون اگر روش صحیحی بود توسط شهردار محترم کشف میشد --- آخه هیچ شهرداری در دنیا حتی شیراک شهردار پاریس ---- اندازه شهردار ما اعتقادی به صرفه جوئی ندارند برا همین هم تعداد پارکبان هایشان متناسب با طول خیابان و تعداد ماشینهاست و کسی هم بخاطر اخذ هزینه پارک توسط پارکبان از راننده عقبی فحش نمیشنود خوب شهردار ما برای همین با بالا بردن هزینه پارکبانی و پارکبان محبوب هم برای جبران این هزینه با انجام اینکارها

  1. آموزش فحش به رانندگانی که بخاطر کمبود پارکبان مجبورند در ترافیک بمانند
  2. ایجاد درآمدبرای شهرداری ورشکسته هشترود به هر قیمتی
  3. چسباندن برگه قرمز بروی پاروی شیشه ماشین بدلیل کمبود پارکبان
  4. وصد البته چون میدانند مردم هشترود بیکارند و برای همین بیچاره معاون محترم فرمانداری چند شغله شده در نظر گرفتند

مردم برای اوقات فراغت خود پس از اتمام کار خود و قبل از خروج از پارک چند دقیقه ای دنبال پارکبانی که در خیابان بغلی است بگردند که این ارتباط پرستاری با شهردار شدن را اثبات می نماید که شهردار محترم مثل پرستاری خوب مردم را بالاجبار به کمی پیاده روی و گردش در شهر برای دیدن فضاهای سبز و نمای عالی و توریستی شهر وادار میکند که مبادا قند و کلسترولشون بره بالا و سکته بکنند حالا کی به کی فحش میده این دیگر از وظایف پرستار -ببخشید شهردار نیست --باید آقای معاون که معلم هم بودند دنبال بحث فرهنگی را بگیرند  

البته از افتخارات شهردار محترم چراغ قرمز هم هست که برای یک چهارراه چراغ قرمز گذاشتند تنها برا ی اینکه ثابت کنند هشترود هم چراغ قرمز داره  حالا هی بگید رابطه پرستاری با شهرداری چیه ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خوب وقتی شهردار میبینه که برای مردم چراغ قرمز عقده شده است مثل یک پرستار بیماری را تشخیص و برای اثبات شهرستان بودن چراغ قرمز را کشف میکنند و اما اندر فواید این چراغ قرمز بیجا و نامنظم

  • چراغ قرمز وسیله ای برای ایجاد نظم و تسهیل ترافیک در سر معابر پرتردد نصب میشود
  • در چراغ قرمز باید در چراغ قرمز ایست کرد
  • در چهارراه هشترود بدلیل کمبود فضا کسانی که از مسیر مستقیم حرکت میکنند و میخواهند به چپ گردش کنند اول با چراغ سبز و بعد با چراغ قرمز برخورد میکنند که قانونا باید ایست نمایند تا چراغ سبز شود ولی چون هشترود خیلی شهره بهمین خاطر ---فکر نکنید برای کمبود جا هست که قانون شکنی میشود و کسی که از مسیر میدان سپاه می آید و میخواهد به مسیر مراغه برود از چراغ قرمز دومی میگذرد ها ــــ نه جانم برای اینکه نشون بدیم برای ما چراغ قرمز و سبز یکی است و ربطی هم به قانون نداره وگرنه حضرات راهنمائی که برای یک کمربند مردم را جریمه میکنند ــ البته به استثنای هشترود که خیلی شهره ---- راحت میتونستند مردم و جریمه کنند و کیفشم ببرند ---با کسر کاف بمعنای لذت ----

آخر سرهم یکی نیست به من بگه آخه ناحسابی خر تو که از کرگی دم نداره ( مثل جدید برای نداشتن ماشین ) بتوچه که شهر ترافیکه بتو چه که پارکومتر سیار چطوریند اصلا بتو چه که پرستاری شده شهردار راستم میگن بمن چه شهر هشترود اینقدر پیشرفته و متمدن است که مردم دریک چراغ قرمز می ایستند و از دیگری در میرند


 
 
نیش دوم مهندس غفار اسماعیلی
نویسنده : گل اقا هشترود - ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٢
 

نیش دوم جناب آقای مهندس حاج غفار اسماعیلی نماینده محترم مردم شهرستان های چاراویماق و هشترود در مجلس

از اونجائی که گفتیم نمی ترسیم  مجبور شدیم نیش رو به سمت نماینده بگیریم که مثلا بگیم نترسیم خوب

 

  جناب آقای مهندس حاج غفار اسماعیلی نماینده محترم مردم شهرستان های چاراویماق و هشترود در مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران 

ایشون از اون اولش که سیاسی نبودند کمی تا قسمتی جز گروههای اول انقلابی بودند ولی چون ایشون سرعت گردششون خیلی بالاست و با مهارت هم دور میزنند که حتی پلیسهای سر چهارراه هشترود هم متوجه رد شدندنش از چراغ قرمز نمی شن  بهمین دلیل سریع از این گروه دور زدند و شدند سیاسی انقلابی بعد هم که اصلا دور موتلفه و دوم خردادو ابادگران و.... هم که نرفتند یا اگر رفتند با دور سریع برگشتند

از خصلتهای خوب و بارز این مرد سیاسی کم حرفی ایشان است که حتی در مجلس هم ضرب المثل شده و لاریجانی هی به آنانی که زیاد حرف میزنند میگه مثل آقای اسماعیلی باش خوب اینم هنریه که بین ۲۹۰تا نماینده کم حرفترین و بی حرفترین باشی لایحه واستیضاح هم نیمده و اصلا اهل اینکارا نیست ووقتشم نداره چکار کنه نماینده ای که مستخدم مدارس - مجودار(خدمه) مساجد - مبصر کلاس حوزه اش را خودش انتخاب میکنه دیگه فرصت ارائه لایحه و سوال نداره آقای اسماعیلی هم برا اینکه ثابت کنه هم  انتقاد پذیر است و بومی گرا تائیده آقای معاون را امضا کرد و با یک سنگ ۷-۸-۱۰تا هدف زد آخه تو بچگی هم سنگ انداز خوبی بوده

هدفهای ایشو ن

  • بومی گرابودن
  • شایسته سالار ی حتی اگه مخالف باشه
  • دروغ بودن آمار بیکاری هشترود چون انموقع معاون محترم که ۳تا شغل یکجا نداشت
  • نشاند دادن قدرت چرا چون حتی بی تائیده ایشان هم معاون کلانتر ---ببخشید حواسم به کارتون بود---- بله معاون بازهم معاون میشد پس با اینکار خواسته بگه من منم  

آقای اسماعیلی نقش بسزائی در طرحهای عمرانی هشترود را دارد از افتخارات ایشون فاصله ۱۰-۱۵کیلومتری اتوبان از هشترود -بیراهه رفتن کمربندی از هشترود -  - ایجاد سیسلوی بزرگ برای خود و دوستان و.....  ولش کن آثار خدمتیشون اونقدر بالاست که در اینجا نمی گنجه

ایشون اصولا چون در دور تبلیغاتی مجبورند به سوالات عدیده ۶۰-۷۰درصد مخالفان خود پاسخ بدهند برای همین در طول دوره خدمت در مجلس حرف نمیزنند تا خسته نشوند

برای همین هم ناچارا همیشه ۳-۴نفر را با هزینه شخصی اش در انتخابات ثبت نام میکنه که زیاد برای تبلیغات خسته نشه

آقای اسماعیلی اصلا هم آدمی نیست که کینه ای باشه و طرف را بخاطر انتقادش تنبیه کنه چون با یک شگرد خاص کاری میکنه که طرف بره بز بچرونه - بیچاره سید محمد که حتی دیپلمش هم قبول نشده و از آنموقع دنبال دیپلمش هست ---

اصلا هم اهل قیافه گرفتن نیست مسواک هم خوب میزنه آخه برای یک آدم سیاسی نمایش دندان در حین خندیدن مهم است

از افتخارات و کارهای عمرانی ایشون هرچی بنویسیم بازم کمه حالا تا این حد داشته باشین بعدا ازش خیلی مینویسیم

جناب آقای مهندس حاج غفار اسماعیلی نماینده محترم و محبوب( ۱۳۸۱۲رای از ۴۶۴۷۴ رای) شهرستانهای چاراویماق (قره آغاج)و شهرستان هشترود و بخشهای نظرکهریزی و شادیان و روستاهای سهند آباد در مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران در باره بیکاری فزاینده و محرومیت هشترود گفت متاسفم


 
 
نیش اول
نویسنده : گل اقا هشترود - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٢
 

خوب ما میخوایم یکی رو نیش بزنیم اما برای اینکه بعدا نگن میترسن از بالایی ها شروع میکنیم

جناب آقای معاون فرماندار حاج یاسین توکلی

ایشون که از وقتی سری در آورده جزو دلسوزان !!!!  متعهد هشترود بوده هرجا رد پایی از نماینده بوده ساز مخالفت معاون محترم هم کوک بوده و بدین ترتیب با توهین و هتاکی توانست سری از سرها در بیاورد از کمالات محبوبیت نامبرده همین بس که آنقدر مردمی هستند که حتی در شوراها هم نتوانست رای بیاورد  و آنقدر در پشت شوراها ماند تا بالاخره درکمال شایستگی  توانست کرسی معاونت فرمانداری را بدست آورد  جالب اینجاست که در این شهر مستخدم مدرسه را با اجازه نماینده جابجا میکنند آنوقت این آقا که ادعا مخالفت با نماینده را دارد شد معاون فرماندار   حالا هی بگید شایسته سالاری نیست بنده خداها شایسته تر از ایشون سراغ دارید  دلیل میخوایید بفرمائید

  • ایشون وقتی متوجه شدند در هشترود آمار بیکاری بالاست ناچار شدن که

۱- یک تاکسی ون از سهمیه بگیرند و سرویس مدارس بشوند

۲- یک مرکز فیزیوتراپی دارند که اصلا هم سهمیه ندارد

معاون محترم هم که هستند

حالا شما هی بگید که توکلی اصلا بفکر مردم نیست ایشون احتمالا از تاکسی ون برای تبلیغ استفاده نکردند وگرنه با این شیوه ای که نماینده ما داره حتما الان توقیف بود  خلاصه این جناب اگه بتونند رابطه تاکسی سرویس مدارسی با فیزیو تراپی ومعاونت فرمانداری را حل کند احتمالا جایزه نوبل هم بگیرد و شاید اصلا معمای معروف و ناتمام انیشتن هم اینجوری بوده که سالهاست لاینحل مونده

خلاصه مسئول در هشترود ۴ نوع است که خطرناکترینش نوع ۱-۲ هست چون نوع ۳-۴ را میشه چاره ای کرد اما نوع ۱-۲ خیلی خطرناکند چرا چون یا خودشون بومی اند یا همسرشون که علی القاعده (این القاعده با اونی در افغانستان فرق داره)در شهر کوچکی مثل هشترود حتما جدو آبادمان را میشناسند و قتی از کاستی حرف بزنیم و یاشکوه ای بکنیم با لحن خاص مسئولین میگن آها پسر مش قربون (این مش قربون با مش قربون متهم گریخت اشتباه نشه که بی بی ناراحت میشه)رو میگی ولش کن باباش ... است اصلا بابای من هرچی هست آقای محتسب شما یادت رفته بابات کیه  خوب این نوع اول و دوم که معاون محترم هم در این گروهند وقتی کم بیارند اصلا اهل سفسطه نیستند و مستقیم میرن تو آبادی و دمار از طرف در میارن --- یادش بخیر نماینده توی روستای قویونقشلاقی بقول فردوسی پور به مسئول مخابرات( بیچاره ستار)  یک شوک حسابی وارد کرده بود ----- بله اینها هم بلافاصله شوک اساسی وارد میکنند به طرف منتقد یا ناراضی

حالا آدم میفهمه احمدی نژاد چقدر با تحمله آخه اگه این معاون بجای حاج محمود رئیس جمهور بود الان شاید در ایران شاهد کم جمعیت ترین دوره ها بودیم اینهمه از احمدی نژاد انتقاد میکنند و همش میخنده و جواب منتقی میده

من عکسی از معاون محترم در اینترنت نیافتم اگه میشه خودش یک عکس برامون بفرسته تا نشونشون بدیم که ما انتقاد پذیریم

بنظر شما نیش بعدی ما در نوبت بعدی به کی باشد